JavaScript Codes
   RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ

اجازه هست... - ستاره غريب

+ اجازه هست... (دوشنبه 14/8/1386 ساعت 7:48 صبح)

به نام يگانه خالق هستي بخش


(باران که مي بارد ،تازه يادم مي آيد که چترم را بر نداشته ام،مي دوم تا ته باران وخيسي ام را مي خندم.باران که مي باردآسمان از پرنده تهي مي شود، باران که ....



 


 


درست مثل دو چشم تو مست و هشيارم



به چشم هاي خمارت قسم که تب دارم


 


شبيه پنجره هاي نشسته در باران


غم تو دارم و از بغض و گريه سرشارم


 


کسي کجاست ببيند چگونه مي شکنم


کسي کجاست ببيند چگونه مي بارم .


 


عزيز من که چو گيسوي تو پريشانم -


عزيز من که به هجران تو گرفتارم -


 


اجازه هست بگويم که عاشقت هستم


اچازه هست بگويم که دوستت دارم


دکتر محمود اکرامي بزرگ شاعرهمديارمان و سراينده زيبا مصرع  ياعلي گفتيم و عشق آغاز شد...)


 


 


  • نويسنده: ستاره غريب

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [22/5/1387- 11:3 ع] نيم ديگر...
    [25/4/1387- 5:39 ص] سهم تو؟
    [20/4/1387- 7:59 ص] دچار
    [22/3/1387- 11:48 ع] مي خواهمت
    [14/3/1387- 12:27 ص] به رفتن نيانديش
    [26/1/1387- 7:31 ع] ميان تاريکي
    [3/12/1386- 6:8 ع] ع ش ق
    [آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 6 بازديد
    بازديد ديروز: 4
    کل بازديدها: 2044 بازديد
  •   درباره من
  • اجازه هست... - ستاره غريب
    مدير وبلاگ : ستاره غريب[12]
    نويسندگان وبلاگ :
    ستایش
    ستایش (@)[7]


  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  لينک دوستان من

  •  لوگوي دوستان من

  •   آهنگ وبلاگ من