ميان تاريکي ترا صدا کردم
سکوت بود و نسيم
که پرده را مي برد
در آسمان ملول
ستاره اي مي سوخت
ستاره اي مي رفت
ستاره اي مي مرد
ترا صدا کردم
ترا صدا کردم
تمام هستي من
چو يک پياله شير
ميان دستم بود
نگاه آبي ماه به شيشه ها مي خورد
ترانه اي غمناک
چو دود بر مي خاست
ز شهر زنجره ها
چون دود مي لغزيد
به روي پنجره ها
تمام شب آنجا
ميان سينه من کسي ز نوميدي نفس نفس ميزد
کسي به پا مي خاست کسي ترا مي خواست
غمي فرو مي ريخت کسي ترا مي خواند
هوا چو آواري به روي او مي ريخت
درخت کوچک من
به باد عاشق بود
به باد بي سامان
کجاست خانه باد؟
کجاست خانه باد؟
| |
نام: | |
ايميل: | |